منو کاربری و دسترسی ها
پشتیبانی، مشاوره و ارتباط با ما
دسته بندی موضوعی پست ها

کاریکلماتورها ، سخنانی زیبا و پر معنی

  • کاریکلماتور، زبان گویایی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. کاریکلماتور حاصل پیوند ″کاریکاتور″ و ″کلمه″ است.
    • این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :
    • این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید و درآمد کسب کنید. برای شروع کسب درآمد، لطفا وارد حساب کاربری تان شوید [اطلاعات بیشتر]
    کاریکلماتور، زبان گویایی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و می توان گفت یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است. کاریکلماتور حاصل پیوند "کاریکاتور" و "کلمه" است. این نامی است که احمد شاملو بر نوشته‌های پرویز شاپور گذاشت. چون به نظر شاملو، نوشته‌های شاپور کاریکاتورهایی بود که با کلمه بیان شده ‌بود و بقول سهراب گل هاشم، به بازی با کلمات و شوخی با کلمات هم کاریکلماتور گفته میشود.

    کاریکلماتور، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم، به تفکر وادار می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار می‌شود. نمونه های کاریکلماتور را می توان در عرصه های مختلف خصوصا اجتماعی دید یا شنید و بطورکلی وقتی عاشق طنز باشی و بزرگ‌ترین آرزویت فقرزدایی از شادی باشد آنوقت است که کاریکلماتور بیشتر برایت شیرین و دلنشین می شود ... کاریکلماتورهای زیر تقدیم به شما دوستانی که این سبک از طنز تلخ را می پسندید.


    بیش از صد کاریکلماتور زیبا:

    - آغاز هر سلام، پایان خداحافظی است.

    - زندگی خیلی کوتاه است، ولی آنقدر بلند هست که آن را تباه نکنیم.

    - زندگی محبت است و محبت چیزی جز حقیقت نیست.

    - اغلب از بی وقتی شکایت می کرد ولی مشکل اصلی او بی هدفی بود.

    - دوست هرکس عقل اوست و دشمنش نادانی او.

    - آدم خوش بین، شیطان را هم فرشته می بیند.

    - وقتی خوابیدم، حقیقت را در خواب دیدم.

    - انسان باید انتخاب کند نه اینکه سرنوشت خود را بپذیرد.

    - دانش تنها سرمایه ای است که به تاراج نمی رود.

    - گوش شنوا زیر بنای مهارت های ارتباطی است.

    - دنیا برای آدم های غمگین به کوچکی یک قطره اشک است و برای آدم های شاد به بزرگی یک لبخند.

    - کسانی که دیر قول می دهند، خوش قول ترین مردم دنیا هستند.

    - آنچه امروز در دل دارم، ممکن است آرزوی فردایم باشد.

    - شاید زیباترین منحنی جهان لبخند باشد.

    - اگر برای خواسته هایت تلاش نکنی، مجبوری با داشته هایت بسازی.

    - عشق یک خواب شیرین است و ازدواج ساعت شماطه دار.

    - فریاد را همه می شنوند، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.

    - پرنده بی بال با فکرش پرواز می کند.

    - اعتبار همه چیز نه در ارزش آنها، که در معنای آن هاست.

    - بعضی ها با اینکه خیاط نیستند، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند !

    - زندگی مثل یک تابلو نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.

    - هر کس تاوان راهی را می دهد که خود برگزیده است.

    - در جزیره رنگ ها هم، همه از دو رنگی متنفر بودند.

    - کسی که در ساحل آرزوها گام بر می دارد، بالاخره در دریای رویا غرق می شود!

    - چیزی به نام شکست وجود ندارد، آن چه بدست می آید، نتیجه است و بس.

    - ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد، کسی است که به کم ترین ها نیاز دارد.

    - از زندگی آن چه لیاقتش را داریم به ما می رسد، نه آن چه آرزویش را داریم.

    - وقتی آسمان دلم ابری می‌شود، باران اشک از دیدگانم فرو می‌ریزد.

    - عشق‌های امروزی به ماهی کوچکی می‌ماند که باید مواظب بود از دست لیز نخورد.

    - کار کردن خوب است اما زندگی کردن را نباید فراموش کرد.

    - از گذشته بگذر و حال را بساز و به آینده امیدوار باش.

    - توی بازار صداقت، گرانی بیداد می کند.

    - ظاهرسازها با هر سازی می رقصند.

    - به افکار بیدارم قرص خواب دادند.

    - به جز سیاستمداران، بنی آدم اعضای یکدیگرند.

    - همیشه درست می گویم، اما نمی دانم چرا حق با دیگران است.

    - بدون عینک تمام سازها را تار می بینم.

    - عجب زمانه ای شده ! گذشت هم درگذشت.

    - ارزانترین و زیباترین لوازم آرایش صورت، تلخند است.

    - بابا آب داد دیگر افسانه شده، قبر بابا را هم ایزوگام کردند.

    - دنبال لولوی نامرد می گشت تا ممه ربوده شده اش را پیدا کند.

    - همسر با گذشتی بود، از من هم گذشت.

    - بگذارید حقتان را بخورند، مرگ حق است.

    - خوش به حال فقیر، یک حرف بیشتر از غنی دارد.

    - شاید تفاوت دید من و تو در نمره عینکمان باشد.

    - در پایان محکمه، حکم قاضی به دار آویختن عدالت بود.

    - از نظر عوام، آزادی یعنی آن طرف دیوار زندان.

    - چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است.

    - گشادی جیب بعضی ها، بزرگتر از سوراخ لایه اُزون است.

    - نوک قلم پاچه خوار همیشه چرب است.

    - بعضی ها حساب پس می دهند و بعضی ها حق حساب.

    - نقاش فقیر، بر بومش خجالت می کشید.

    - عدد یک را دست کم نگیرید، یک عمر، یک زندگی، یک انسان!

    - بعضی ها رو دست ندارند و بعضی ها زیر دست.

    - با اسلحه ای به شکار طبیعت رفتم.

    - با یک ریال، دو ریال نمی توان سریال ساخت.

    - در بازار سرمایه، کم ضرر کردن یعنی سود کردن.

    - شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.

    - شرکت برق، حتی برای برق کفش هایم هم تعرفه صادر کرد.

    - برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد.

    - چون ریاضی بلد نبود، دیگران را آدم حساب نمی کرد.

    - دریای غم ساحل ندارد پس بیخودی پارو نزن.

    - این روزها مرغ های گوشتی هم تخمی شدند.

    - از پررویی ی ِ بی حد ِ تورم پیداست که تخم مرغ هم بزودی جایگزین سکه می شود.

    - ماهی های پرنده عمری پشت میله های آبكی ی دریا حبس خواهند بود.

    - آدم ها وقتی به دنیا می آیند برای خودشون گریه میكنند وقتی هم از دنیا میروند دیگران براشون گریه میكنند.

    - سازها زودتر از آدمها كوك می شوند.

    - پریز برق دو سوراخ داره، یكیش میگیره و با همدستی با اون یكیش آدمو می کشه!

    - بهترین ترس، ترس از گناه است.

    - زندگی ِ باد در سرگردانی سپری میشود.

    - در بازی ِ زندگی داور ها هم اخراج می شوند.

    - دیدن ِ دریا نگاهی عمیق می خواهد.

    - پرنده صعود می كند، اما جاذبه سقوط.

    - خدا عمری دلم را پشت ِ میله های سینه ام حبس كرد تا فقط اسیر ِ دل ِ خودم باشم.

    - یك عمر دلم را پشت قفس ِ سینه ام زندانی كردم تا مبادا دلم اسیر ِ كسی شود.

    - میوه ی ِ درخت ِ خشكیده هیزم است.

    - دود ِ آتش به چشم ِ آسمان می رود.

    - سقوط ِ آبشار آبكیست.

    - گوركن آرزوی ِ زندگی كردن را به دست خودش به گور می برد.

    - تنها ماهی ی داخل تنگ هم از زندگی سیراب شد.

    - پزشكی ی ِ قانونی، مرگ ماهی ی ِ درون حوض را، خفگی ِ در آب به دلیل شنا بلد نبودن اعلام كرد.

    - زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است.

    - مارمولک مدعی شد که در دوران جوانی تمساح بوده است.

    - تجربه نامی ست که انسان روی اشتباهاتش می گذارد.

    - دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم!

    - کاکتوس مادرزن گل هاست.

    - درخت باردار با تکاندن باغبان فارغ می شود.

    - آب که گل آلوده شد، ماهی ها از فرصت استفاده کردند و همدیگر را بوسیدند.

    - بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم می شوند.

    - خیلی از معتادها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند.

    - معلمی شغلی با کلاس است.

    - دسته تبر جزء درختان خائن شناخته شد.

    - کاش ماشین زندگی هم دنده عقب داشت !

    - وقتی آبله مرغان گرفتم، بیش از همه، از خروس ها وحشت داشتم.

    - فقط حرف های استاد ریاضیات حرف حساب بود.

    - شیرین ترین بازی ها نامزد بازی است، به شرطی که به ازدواج منتهی شود!

    - قبض آب را که دیدم، برق از سرم پرید.

    - آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.

    - بعضی ها با نردبان قدرت، از دیوار حاشا بالا می روند.

    - به علت خالی نگه داشتن جیب مردم، جیب بُرها متحصن شدند.

    - قیافه ام پاییزی است، اما دلم بهاری.

    - همه انسان ها شاعرند، چرا كه روزی غزل خداحافظی را می خوانند.

    - هوا مجانی، برف و باران، سرما و گرما مجانی، دیگر چه می خواهیم ؟

    - بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.

    - در محضر عشق، شش دانگ دلش را به نام معشوق سند زد.

    - بعضی ها در خوابند و بعضی ها قسطی چرت می زنند.

    - به لطف شرکت برق، برق چشمانم را مجانی مصرف می کنم.

    - بارش باران، رنگ سیاه شب را برد.

    - افکارم را با سکوت زندانی می کنم.

    - آن قدر به زندگی لبخند زدم که مرا دیوانه پنداشت و ترکم کرد.

    - از هم آغوشی آب و آتش، فرزندی به نام خاکستر متولد شد.

    - شاید پیش نیاز درس زندگی، یک واحد دروغ باشد.

    - برای اینکه احساس خود بزرگی کند، از کوه غرور بالا رفت!

    - شاید اتحاد یک نوع ظاهر سازی برای پنهان کردن دشمنی باشد.

    - تمام ارزها را در صرافی معامله می کردند، بجز عرض معذرت!

    - گاهی احساس دل بالاتر از منطق است.

    - كبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی كرد.

    - در بیشتر سفیدی ها یک نقطه سیاه نفس می کشد.

    - وقتی قلمم شكست، سانسور با خوشحالی شروع به بشكن زدن كرد.

    - بیهوده متاز، مقصد همه خاک است.

    - چون گوش شنوایی نیافتم، حرف هایم را می نویسم.

    - قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد.

    - رشته سخن را بدست گرفت و كلاهی نو برای مردم بافت.

    - بیشتر اوقات افكارم را با سكوت، سانسور می كنم.

    - به غصه هایم خندیدم و دردهایم را به تعصب وا داشتم.

    - به دنبال شادی باشید غم ها خودشان ما را پیدا می کنند.

    - برای آنکه به بیراهه نروم، پشت سر حقیقت راه می روم.

    - بعضی ها برای به جایی رسیدن و بعضی ها بعد از به جایی رسیدن، همه چیز را زیر پا می گذارند.

    - اعداد درشت، با صفرها رشد می كنند.

    - اگر قلمم را بشكنند، قلم پایم را می تراشم و با آن می نویسم.


    منبع:nilgoneabi.blogfa.com
    بیتوته beytoote.com
  • گزارش تخلف این پست نویسنده : jef313 دسته بندی : فرهنگی و هنری ارزش پست : 30 ریال عایدی شما : ویژه کاربران

بیشتر بخوانید...

نظرات کاربران



نظری برای نمایش یافت نشد، شما اولین نظر را ارسال کنید !





برای ارسال نظر و یا سوال، لطفا ابتدا به حساب کاربری تان وارد شوید


یک وب سایت کامل با پنل مدیریت آسان و کاربردی :: فقط 99،000 تومان