دسته بندی پست ها
پست های اسپانسرپیشنهاد سردبیرتازه ترین پست هاپر بازدید ترین پست هامحبوب ترین پست هازیبایی، بهداشت و سلامتتغذیه و آشپزیعلمی و آموزشیروزانه و اجتماعیخانه و خانوادهتکنولوژی و فناوریطنز و داستانیتاریخی و گردشگریعکس و کاریکاتوراینترنت و کامپیوترطبیعت، حیوانات و محیط زیستفلسفی و اخلاقیبازی و سرگرمیخلاقیت و نوآوریفرهنگی و هنریفیلم و سریالاقتصادی و مالیگرافیک و طراحیورزشی و تندرستی
1

مجله میترا

ورود به حساب
English خروج پیشخوان پرداخت آنلاین



با انتظارات برآورده نشده‌ی خود چه کنیم؟

پست های بیشتر از دسته روزانه و اجتماعی

آیا به خاطر انتظارات و خواسته‌هایی که به آن‌ها نرسیده‌اید احساس ناامیدی می‌کنید؟ در زندگی قرار نیست دقیقا به هر آنچه می‌خواهید برسید، آنهم دقیقا همان زمانی که می‌خواهید.
گزارش تخلف دوست داشتم ( 13 ) بنچاق !
نویسنده : hoomanz شماره پست : 34177 تاریخ انتشار : 1398/12/11
آخرین کاربرانی که این پست را دوست داشتند : ns6200 , famzed , Nikan2020 , misskara , vashty , ganjinehdanesh , yaser , Royal1998m , Faren , relation , bardiya666 ,
گاهی توقعات شما برآورده نمی‌شوند، چه توسط خودتان و چه بواسطه‌ی دیگران و چه به دلیل شرایط و محیطی که در آن قرار گرفته‌اید. این واقعیت می‌تواند ناامید کننده باشد. شما آرزو‌ها و خواسته‌هایی دارید و برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنید، اما نتیجه‌ای نمی‌گیرید. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، چگونه می‌توانید خود را بازیابی کنید؟ چطور می‌توانید دوباره روی پاهای‌تان بایستید و انگیزه بگیرید؟

احساس شرم و گناه شما را به عقب می‌راند و ناامیدی باعث می‌شود الگوی شرم و اضطراب، گرفتارتان کند؛ بنابراین چه باید بکنید تا ناامیدی بر شما غلبه نکند؟ ساده است؛ قبول کنید که ناامید هستید! وقتی سعی می‌کنید هیجانات منفی خود را انکار و سرکوب کنید، در نهایت به جایی می‌رسید که احساس ناامیدی و شرم شما را تحلیل می‌برد و درگیر استرس مداوم می‌شوید. این احساس شرم و گناه بر شما پیروز می‌شود و حتی اگر واقعا هم گناه و تقصیری نداشته باشید، این احساس سنگین و آزاردهنده همه جا با شما خواهد بود و رهای‌تان نخواهد کرد.

اما چگونه می‌توانید احساس گناه را از خود دور کنید؟ اولین قدم این است که قبول کنید ناامیدید و با کسی که به او اعتماد دارید حرف بزنید و پیش او به احساسات و رفتار‌ها و موقعیت‌تان اعتراف کنید، نظر او را بشنوید و به حرف‌ها و ماجرا‌های او گوش دهید و حتی می‌توانید به شرایط و چیز‌هایی که می‌گویید و می‌شنوید بخندید.

ناامیدی می‌تواند واقعا آزاردهنده باشد و این هیچ اشکالی ندارد. اما اگر تلاش کنید این درد را نادیده بگیرید و حس نکنید، تنها اتفاقی که می‌افتد این است که در نهایت درد بیشتری را مجبورید تحمل کنید؛ بنابراین به خودتان اجازه دهید درد ناامیدی را لمس کنید. هیجانات منفی را که تجربه‌شان می‌کنید پردازش کنید و هر وقت آمادگی‌اش را داشتید از آن‌ها عبور کنید.

مواجهه‌ی اول با ناامیدی، به سختی قابل کنترل است. ضمنا شاید در تله‌ی بزرگنمایی و اغراق ِ موقعیت پیش آمده بیفتید. حتی شاید احساس کنید دنیا برای شما به آخر رسیده یا عمرتان رو به پایان است. انسان معمولا تمایل دارد در مورد اهمیت حوادث ناخواسته یا منفی بزرگنمایی کند و همین باعث می‌شود هر گونه تفکر مثبت و جنبه‌ی خوبی از موقعیت، نابود شود.

بیشتر اتفاق‌هایی که برای ما می‌افتند، لزوما معنای عمیق و بزرگی ندارند، اما زمانی معنا پیدا می‌کنند که ما به آن‌ها می‌چسبیم و بیش از حد آن‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کنیم. وقتی شما به چیزی آنقدر اهمیت می‌دهید که در واقع آن قدر‌ها هم مهم نیست، به آن اجازه می‌دهید قدرتمند شود و بر شما تسلط پیدا کند. یادتان باشد انتظارات برآورده نشده به معنی مُهر تائیدی بر پایان دنیا نیستند، بلکه موانع و فراز و نشیب‌هایی در مسیر پیش رو هستند.

خودخواهی اغلب دلیل برآورده نشدن انتظارات است و هیچ کجای دنیا، رفتار پسندیده‌ای محسوب نمی‌شود. وقتی شما خودخواه هستید و از دیگران بیش از اندازه انتظار دارید، به سلامت روانی خود آسیب می‌زنید، خودتان را درگیر می‌کنید و به دیگران نیز لطمه می‌زنید. در ادامه چند نمونه از خودخواهی و اینکه چگونه انتظارات برآورده نشده می‌توانند شما را در دام بدترین خودخواهی‌ها بیندزاند را مثال می‌زنیم:

بخشی از درد و رنج شما ممکن است از جانب دیگران باشد. وقتی چنین حالتی روی می‌دهد، آیا تصور می‌کنید تعمدا به شما حمله شده؟ این هیجان و احساس ناشی از موجی از خشم خودخواهانه است؛ وقتی شما از چیزی رنج می‌برید، عصبانی می‌شوید و می‌خواهید این خشم را به گردن کس دیگری بیندازید. اما شاید لازم باشد کمی فکر و بررسی کنید.

گاهی ممکن است شما دلیل درد و ناراحتی دیگران باشید. وقتی این اتفاق می‌افتد، این احتمال وجود دارد که آن را تصادفی یا اشتباهی بدانید. چرا شما باید اشتباهات دیگران را تعمدی و اشتباهات خود را تصادفی تلقی کنید؟ این خودخواهی است. چنین طرز فکری باعث می‌شود همیشه خود را قربانی بدانید و از دیگران توقع داشته باشید در برابر شما همیشه بدون نقص و اشتباه عمل کنند.

وقتی عصبانی هستید ممکن است تصور کنید خشم شما، تنها چیزی است که اهمیت دارد و خود را محق این خشم بدانید. این طرز فکر از اینجا ناشی می‌شود که خشم معمولا به شما می‌گوید همیشه شما درست می‌گویید و حق با شماست؛ بنابراین فکر می‌کنید انتطارات برآورده نشده‌ی شما، بدترین اتفاق ممکن در دنیا هستند.

توقعات شما ممکن است شما را به این باور برسانند که سخت‌تر از هر کس دیگری کار و تلاش کرده‌اید. آیا واقعا اینطور است یا صرفا نگاه شما اینگونه است؟ یا شاید هم توقعات شما آنقدر دور از واقعیت‌اند که ناسالم‌اند و به همین دلیل هیچکس دیگری هم نمی‌تواند کمکی در رسیدن به آن‌ها به شما بکند؟

رها کردن احساسات و درد ناشی از توقعات برآورده نشده کار راحتی نیست. همانطور که گفتیم شما مجبورید احساسات منفی خود را پردازش کنید و به آن‌ها اهمیت بدهید تا بتوانید بر آن‌ها مسلط شوید و این ابزار قدرتمندی در دست شماست که امکان ادامه‌ی مسیر را برای‌تان فراهم می‌کند. اما تمام نکته اینجاست که شما «باید» حرکت کنید.

«ماندن» در یک احساس منفی باعث می‌شود فکر کنید راهی برای رها شدن ندارید و موقعیت ناخوشایندِ پیش آمده را بار‌ها و بار‌ها پیش خود مرور می‌کنید و می‌بینید و هر بار انتظار دارید چیز متفاوتی رخ بدهد! نشخوار فکری همان تله‌ای است که رهایی از آن دشوار است. درک کنید که هدف شما پردازش افکار و احساسات‌تان با سرعت هر چه تمام‌تر است تا بتوانید هر چه زودتر خودتان را از آن‌ها دور کنید.

بخشیدن شامل حال خودتان هم می‌شود. وقتی شما در برآورده کردن انتظارات خودتان موفق نمی‌شوید یا چیزی که انتظار دارید، روی نمی‌دهد، به راحتی ممکن است انگیزه‌تان را از دست بدهید. شما باید خودتان را بابت آنچه روی داده است ببخشید: اشتباهات خود را بپذیرید.

خیلی راحت پیش خودتان اعتراف کنید که اشتباهی مرتکب شده‌اید یا معیارهای‌تان دور از واقعیت بوده‌اند و یا محدود بودن شرایط خود را باور کنید. عبرت بگیرید. بله حق با شماست. اتفاق‌های خیلی بدی رخ داده، اما چه درسی می‌توانید از آن‌ها بگیرید؟ چه خطا‌هایی را می‌توانید دوباره تکرار نکنید؟ روزنه‌ی امید و درس آموزنده‌ی تجربه‌ی تلخ‌تان را از دست ندهید تا بتوانید برای انتخاب مسیر بعدی‌تان بهترین تصمیم را بگیرید.

از خودتان عذرخواهی کنید. برای اینکه خودتان را ببخشید، اول باید از ته دل، متاسف و پشیمان باشید. حتی می‌توانید یک نامه‌ی عذرخواهی برای خودتان بنویسید. فرض کنید می‌خواهید از یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان عذرخواهی کنید. این نامه به شما فرصتی می‌دهد تا با خودتان مهربان‌تر باشید و دلجویانه رفتار کنید. صبور باشید. طبیعی است که تا مدتی احساس خوبی نداشته باشید و خودتان را گناهکار بدانید، پس صبور باشید تا این مرحله از بحران نیز بگذرد.

محتوای پست ها و مطالب این وب سایت، توسط کاربران آن، تهیه و تولید می شود، به همین دلیل تیم مجله میترا مسئولیتی در قبال محتوای منتشر شده، نخواهد داشت
کلمات کلیدی : انتظارات برآورده نشده ، احساس ناامیدی ، خودخواهی
برای ارسال نظر و یا سوال، لطفا ابتدا به حساب کاربری تان وارد شوید